حسن حسن زاده آملى
363
هزار و يك كلمه (فارسى)
عبارات ابيات اين سه نسخه را ، اختلاف بسيار است . سخن در اين است كه در نسخه ياد شده در تصرّف نگارنده ، شارح مذكور پس از شرح قصيده ، ابيات مشكل چندى را از خواجه حافظ و امير خسرو دهلوى و امير شاهى و درويش دهكى و شيخ كمال و خواجه سلمان و ظهير فاريابى و سلمان ساوجى و نظام و كمال خجندى و كاتبى نيشابورى ، شرح كرده است ، چنين اديبى ، شعر و شاعر و ديوانشناس قصيده مذكور را به امام فخر رازى نسبت داده است چنانكه اشعار شعراى ياد شده را بدانها ؟ ! احتمال تحريف نسّاخ هم سخت قوى است كه به علّت اشتهار امام فخر رازى و انس و آشنايى به نام او ، ابو المفاخر فاخر رازى به امام فخر رازى تحريف شده باشد . علاوه اينكه در هيچيك از تذكرهها در بيوگرافى امام فخر رازى ، اين قصيده را به دو نسبت ندادهاند و حكايت نكردهاند و كسى بدان تفوّه ننموده است ، و همه از ابو المفاخر رازى دانستهاند . در تذكره دولتشاه سمرقندى فقط يك بيت مطلع قصيده را : « بال مرصّع بسوخت . . . » آورده است . ( ص 38 ط 1 بمبئى ) و گفته است : ذكر استاد الشعراء ابو المفاخر رازى ، در روزگار سلطان غياث الدين محمد ملكشاه بوده ، و دانشمندى كامل و شاعرى فاضل بوده - تا اينكه گويد : در مناقب سلطان الاولياء و برهان الأتقياء على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء چند قصيده دارد جمله مصنوع ، أما آنچه شهرت دارد و اكثر شعراء در جواب آن اقدام نمودهاند ، بيت : بال مرصّع بسوخت . . . » . راقم : « حسن حسنزاده آملى » گويد كه قصيده را بايد بىدغدغه از ابو المفاخر رازى دانست . 3 - در آخر شرح بيت اول گويد : « و اينجا از يوسف گل پيراهن ، غرض لباس آل شفق تواند بود . . . » مراد از آل ، رنگ آل است كه به معنى سرخ نيم رنگ است كه رنگ شفق را به آل تعبير كرده است . و در سطر بعد گويد : « و از گريبان آن پيراهن آل چون غنچه سر بدر كرده . . . » .